می خواهم خورشید پایین رونده ای شکار کنم در نقاشی یا آوازی از هیجان و اندوه و آسمانی تا اگر می شد به سرعت در برش گرفت، بدزدمش باد، آرامش خوش آهنگش را محو کرده و تو نمی توانی از آن غروب بگذری از آن زیبایی عظیم در تپش قلب زمین که بسیار آرام است و هنوز خستگی ناپذیر آغاز و پایان ازدحام صدای تپش قلبی زندگیی مطمئن و پایدار تنفس روزی نو که ناباورانه گواراست